سرمای زمستان
ژانویه 7, 2008
اول صبح است .طبق عادت معمول من نمی توانم دررختخواب بمانم وغلط بزنم چرا که عادت کرده ام ساعت 5.5 صبح بیداروبرای رفتن به کار آماده بشوم.
هوا امابسیار سرد است .بااینکه شوفاژتا ته بازاست اما سرمای خانه بدجوری مرابهم می پیچاند .شوفاژتوان غلبه برسرما راندارد.از پنجره خانه به بیرون نگاهی می اندازم ماشین همسایه روبروهنگام بیرون آمدن از پارکینگ به علت یخ زدگی برفهای کوچه گیر افتاده است.سه نفر درحال تلاش وهل دادن هستند تاماشین بتواند اندکی جابجا بشودوراه بیافتد .گویا یخ زدگی برتلاش آنها می چربد.
ادرات همه تعطیل اند.تبعا مدارس هم تعطیل اند.امروز قراربود ازطرف گروههای آموزشی برای بازدید علمی به تصفیه خانه آب جلالیه برویم .احتمالا ملغی شده هست .
دوروز است که ورقه های امتحانی دانش آمزان راتصحیح می کنم ،امروز هم باید وقتم را برای آن بگذارم .واقعا خسته وناامید کننده هست وقتی تعدادکمی ازدانش آموزان نمره های آنچنانی می گیرند.به خودت شک می کنی که آیا مشکل از کارتواست یا که مشکل درجای دیگری است.غصه می خوری اما کاری نمی توانی بکنی .
Entry Filed under: عمومی. .
GMail/kian
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed