Archive for فوریه, 2008

بازهم جنایت

وقتی که امروز تصاویربدن وسرهای شکافته شده و پر از خون کودکان فلسطینی را ،که قربانی خباثت وددمنشی وخشم آدم بزرگها شده بودند ، بر دستان پدر همراه با ضجه های مادر دیدم بغض گلویم را فشرد وخشم بر سراسر وجودم مستولی شد .آنگاه از ته دل برای همه انسانها و خودم دلم سوخت که چرا همانند گرگهای وحشی وگرسنه همدیگر رامی درانیم ،تا به خواسته های به حق وناحق خود برسیم ، آنوقت نام انسان بر خود می گذاریم و به آن هم افتخار می کنیم . یکی خودرا متمدن ودیگری معتقد به خدا می نامیم . خودرا یهودی یا مسیحی یا مسلمان می نامیم و با استفاده از همین واژه ها و در پشت آنها شکم یکدیگر را پاره پاره می کنیم و چنین مغز کودکان معصومی که هنوز در گهواره ند و از عالم ما آدم نماهای بی عاطفه خبر ندارند می شکنیم که خود را در راه رسیدن به امیال بی ارزشمان ارضاء کنیم . چه فرقی می کند این کودک فلسطینی باشد یا که اسرائیلی هردو معصومند وبی گناه . گناه ازما بزرگانی است که خودرا محور عالم وآدم و خیر مطلق می بیینم و دیگری را درضلالت و گمراهی وذلیل ،مابزرگانی که خود را محق مطلق ودیگری را متجاوز بالفطره می دانیم که باید از روی زمین محو شود تا زمین پاک شود که جا برای ما بازتر شود تا به شیوه خود به ستم و جور بپردازیم ونامش را هم مقدس بگزاریم . هیچ وقت هم به خود جرات ندادیم ونمی دهیم که از خود سوال کنیم که آیا آن ذات اقدس هم از ما همین خشونت را طالب هست یا که ما به نام او هر گناهی را مقدس می نامیم تا به خواسته های نفسانی و زمینی خود برسیم .در این بین چه فرقی می کند ما مسلمان باشیم یا یهودی یا مسیحی یا هر دین و مذهب دیگری که همه خودرا به نام ذات اقدس باری تعالی گره می زنند و مدعی اجرای فرمان اویند .

مایی که یکی درماهیت متجاوز ودیگری درجایگاه متجاوز شده قرار داریم وهریکی از ماهم نام مکتب ومذهبی را به یدک می کشیم وبرای رسیدن به خواسته های نامشروع و مشروع خود هرجنایتی را روا می دانیم . کشتن کودکان ، آتش زدن وویران کردن خانه های که زنان ، کودکان و کهنسالان درآنها بی خبر از همه بلواهای اطراف آرمیدند ، آتش زدن مزارع ، بمباران ، موشک پرانی برسردیگران را روا می داریم .

وقتی به تاریخ می نگری می بینی که همیشه همین بوده واین دوقرن معاصر هم که سرآمد همه قرون گذشته در نابودی انسان وانسانیت بوده است . انسان را چه شده و چه می شود .؟

آیا امیدی به صلح همیشگی خواهد بود .؟ یا اینکه در همه اعصار، زندگی انسانها تحت تاثیر سبعیت قدرتمندان خواهدبود وشمشیر خون آشامان انسان نما بر سرش همیشه به چرخش درخواهد آمد .؟ آیا می شود روزی که بدنهای کودکان بی گناه چنین پاره پاره نشود .؟آیا این آروزی است دست نیافتنی .؟

این عکس را ببینید آنوقت بپرسید چرا کودکان .؟ اصولا چرا انسان .؟

منبع عکس  

Add comment فوریه 29, 2008

سایت جدید کانون صنفی معلمان ایران

کانون صنفی صنفی معلمان ایران رسما دارای سایت و آدرس اختصاصی خودبا دامنه com شد بهشان تبریک می گویم .امیدوارم که بتواند فعالیتهای خود توسعه بیشتری ببخشد وصرفا خود را به خبر رسانی محدود نکند .

آدرس این سایت http://www.moalleman1.com/ 

5 comments فوریه 29, 2008

آری همشهری من هم گریستم

امشب عکس هایی از تلف شدن دامهای مردم روستاهای شهر بابک دیدم که مرا به یاد سالهای دور انداخت وبر ناتوانی مردم این دیار اشک ریختم .

آری همشهری عزیز من هم گریستم وقتی دستان ناتوانت را با ناتوانی در پشم دامها یت دیدم همانها که نتیجه سالها رنج توست . همانها که منبع ارتزاق توست . همانها که تورا به طبیعت می بنددتا عشق ات را به محیط اطرافت بیان کنی . همان چیزهای که کودکت را شا د می کند وقتی دست بر گردن آن بره ( بچه گوفند ) سفید زیبا می کند و نگاه در چشمان آن حیوانک می دوزد و حیوانک شیطون هم نگاهی ازشادی به چشمان پسرکت می دوزد و با پوزه خود گونه های طفل ات را نوازش می کند . آری این همان اسباب بازی پسرک بازیگوش و دخترک نازت هست . آری همشهری من گریستم به حال فرزندت که شاید دیگر اسباب بازی نداشته باشد تا دست بر گردنش کند . آری عزیزم همشهری ام گریستم بر آن صفای وجودت که بی ریا وبی ترس از تمسخر بر نابودی محیط اش می گرید درمقابل آن دوربین عکاسی که شاید هر گز درکت نکند . گفتم درکت می کنم بگذار بگویم که این داستان درک کردنم چیست .

سالهای خردسالی ام ، مثل همان طفل در عکس بودم که بر خرمن گوسفندان نظاره می کند و پدرم مانند همین مرد درعکس بود که دست زیر چانه زده و زانوی غم دربغل گرفته و محزون بر سر خرمن مرده دسترنج خود نشسته ومادرم همانند همین زنی بود که عکاس چیره دست به خوبی هاله غم وشکست چهر ه اش را به تصویر کشیده است و در گوشه یی از همان دیارهمان کاری را می کردیم که اکنون شما می کنید . در یک تابستان سیاه شاهد بر باد رفتن نتیجه تلاش چندین ساله خانواده ام بودم . در آن تابستان بد شگون دردی در دامهایمان افتاد که آنها را به نیستی کشاند . شاهد تلاش نامیدانه پدرم بودم که می کوشید تا بتواند دار وندارش را نجات دهد وقوت زمستان وسال های آتی فرزندانش را نگه دارد ، اما مگر توانست . ؟ هر چه بودازدست رفت . طمعکاران سربزنگاه را می دیدم که چگونه باقی مانده دام را به بهانه بردن به قصابخانه بادندانهای تیز کرده به یغما می بردند و پدرم را دیدم که چگونه پاره ی زندگی خودرا برای دریافت مبلغی اندک مفت به آنها می فروخت وبا خشم به زمین وزمان بدوبیراه می گفت . دویدنهای ناامیدانه اش را با رنگ زرد شده اش را هرگز فراموش نکردم . من اما چه می توانستم بکنم جز اینکه همراه با اشکهای مادرم اشک بریزم وهمرا با تلاش خسته کننده ومایوسانه پدر به این طرف و آن طرف بدوم وگا هی اماج حمله فریاد خشمناک پدر بشوم که مزاحم کارش نشوم . چه می توانستم بکنم وقتی آن بره مورد علاقه ام را آن دلال فرصت طلب بالای وانتش انداخت و من با گریه گفتم نه که با غیظ پدر به دامان مادر پناه بردم و سخن مادر که به من امید یکی دیگر و آغازی دیگررا می داد. آری از آن تابستان و همه آنچه درآن اتفاق افتاد چیزی جز تنفر در خاطرم نقش نبست .

آری همشهری گریستم وقتی تصاویر نابودی زندگی ات رادیدم چرا که خود همانی هستم که شمایید منتهی دست تقدیر مرا به جای دیگری افکنده است .

آری درکتان می کنم چون خود همین رنجها را شاهد بوده ام . آن طفل تصویر من از سه ده پیش هست که اکنون با دست عکاسی چیره دست ثبت شده است .

منبع عکس موسسه خیریه امام علی که از جام جم استفاده کرده است

5 comments فوریه 15, 2008

وقتی هیات نظارت التزام یک زرتشتی را می سنجد

کلی خندیدم وقتی که خبر رد صلاحیت آقای کوروش نیکفام نماینده زرتشتیان را به دلیل عدم التزام به زرتشت خواندم . من نمی دانم این آقایان از کجا توانستند تشخیص بدهند شرایط التزام به زرتشت چیست ؟ لابد این آقایان درهمه ادیان متخصص اند که ما خبر نداریم .؟

اما جالبترآن است که در قانون التزام به دین اسلام مطرح شده که طبعا آقای نیکفام  با توجه به دین شان نمی توانند التزامی به اسلام داسته باشند ونمی توانند مشمول این قانون شوند مگر اینکه بگونه یی دیگر آن را تفسیر کنند.

خوب به منبع خبر برویدتا ببینیدچه خبر است .

Add comment فوریه 15, 2008

احمدی نژادوانتخابات امریکا

این پست را چند روز قبل نوشته بودم که به علت پائین بودن سرعت اینترنت نتوانستم آن را پست کنم.

در اخبار آمده بود که جناب احمدی نژاددرمصاحبه با لوموند فرانسه خواستار برگزاری انتخابات آزاد درامریکا شده تا مردم امریکا کسانی را انتخاب کنند که به نام آنها در دنیا کشتار نشود .

این درحالی است که درهمین زمان درایران مجموعه زیردست ایشان دروزارت کشور تعداد زیادی از داوطلبان ورود به مجلس هشتم را ردصلاحیت کرده وعملا مانع برگزاری انتخابات رقابتی شده اند وبخشی دیگر هم ظاهرا توسط هیات نظارت شورای نگهبان رد صلاحیت شده اند.

واکنش ایشان نیز درباره ردصلاحیتها جالب بود ، وی درمصاحبه خود ازردصلاحیت شدگان انتقاد کرده بود که چرا آنها که شرایط قانونی را نداشته اند ثبت نام کرده اند تا رد شوند .نکته دیگر اینکه اکثررد صلاحیت شدگان کسانی هستند که  رقیب طیف حامی رئیس حمهور هستند وازمنتقدان و اصلاح طلبان هستند . برخی از این افراد کسانی بوده اند که سالها درمسند پستهای سیاسی ومدیریتی کشورقرارداشته اند .

آقای احمدی نژاد که دغدغه انتخابات امریکارادارد چرا نگران انتخابات داخل کشور نیست وشرایط برگزاری انتخاباتی رقابتی رافراهم نمی کند که هم دردنیای خارج اعتبار بین المللی نظام زیر سوال نرود وهم درداخل شرایط برای حضور طیف های مختلف فکری برای عرضه خود به مردم فراهم نشود ومردمی را  ، که درهمه دنیا پشتوانه دولتها محسوب می شوند ، نسبت به دولت ونظام بدبین نکند که خود باعث از دست رفتن تدریجی پشتوانه نظام می شود.

اگرصحبت ازمردم امریکا  است که بایدآزادانه بتوانند انتخاب کنند چرا نباید درداخل کشورتعدادی ازمردم از انتخاب شدن توسط مردم محروم شوند. اگر مردم امریکا می توانند تشخیص دهند که جه کسی را انتخاب کنند چرا فکر می کنید مردم ایران درتشخیص خود دچاراشتباه می شوند واین هیات های اجرایی و نظارت شورای نگهبان هستند که می توانند صالح را ازناصالح تشخیص دهند.

آقای رئیس جمهور به جای توصیه به امریکائیها بهتر بود ابتدا به دوستان خود توصیه می کردید که اینگونه نظام را دردنیا انگشت نما نکنند که درایران حقوق دیگران به رسمیت شناخته نمی شود.

Add comment فوریه 13, 2008

گل رز اتیوپیایی و ولنتاین

 امروز به نظرم سرعت اینترنت بهتر شده ولذا با یک ویدیوی گل رزی درخدمتم

ویدیوی بدست آوری و آماده سازی گل رز به خاطر ولنتاین در اتیوپی

ویدیو 

Add comment فوریه 13, 2008

امان از اینترنت

مدتی است که سرعت این ادی اس ال شرکت صبانت بسیار پائین هست به طوری که باید به دیال آپ گفت دستمریزاد . سرعت آنقدر پائین است که در این مدت نتوانستم یک پست داشته باشم . شرکت می گوید به علت قطع کابل در دریای مدیترانه هست . ظاهرا قرار نیست این قطعی رفع بشه . الان مطمئن نیستم بتوانم این مطلب را پست کنم . کلافه شدم نمی توانم یک مطلب را بخوانم . آیا همه شرکتها همین گونه هستند یا این صبانت است که فغلا چنین بهانه یی دارد.

Add comment فوریه 12, 2008


تقویم میلادی

فوریه 2008
د س چ پ ج ش ی
« ژانویه   مارچ »
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
2526272829  

دسته بندی موضوعی

نوشته‌های تازه

بایگانی

RSS مطالب به روز شده وبلاگها

وبلاگها

وبگردی ونتایج آن

سایتهای خودم

سایتهای خبری وروزنامه ها

بیشترین کلیک شده‌ها

برگه‌ها

آمار وب‌نوشت

web tracker