Posts filed under 'دهج'

سنگ نگاره یا سنگ نبشته های ایوب ؟

ازسالها پیش نقش هایی بر روی چند سنگ در پای دامنه کوه ایوب ذهنم را مشغول کرده بود . همیشه در ذهنم این سوال مطرح بود که این نقش ها چیستند و چگونه ایجاد شده اند . ؟ فرسود گی سنگها این نکته را درذهنم روشن نموده بود که این نگاره ها مربوط به گذشته های نزدیک نمی توانند باشند بلکه تاریخی طولانی را درپس زمینه خود دارند . اما اینکه چیستند و از کجا آمده اند معما بود گرچه هنوز این معما هست و خواهد بود . در هر زمانی فرصت می کردم بدنبال منبعی برای پاسخ به سوالم بودم ؟ دست بر قضا چند سال پیش با مطلبی تاریخی – باستانی از آقای رضا مرادی غیاث آبادی پژوهشگر متخصص در امور باستانی برخوردم .همان موقع این جرقه درذهنم زده شد که شاید این نقش ها هم به نوعی با آنچه اقای غیاث آبادی نوشته اند مرتبط باشند لذا بدنبال فرصتی بودم برای نوشتن در باره آن نقش ها ومعرفی آنها .

ايوب نام غاری است كه دركوهي به همين نام  در15 کیلومتری جنوبشرقي شهر دهج و80کیلومتری شمالغرب شهربابک ( از شهرستانهای استان کرمان ) با ارتفاع حدود 3300 مترازسطح درياهای آزاد ، در منطقه كوهستاني دهج كه جزو كوههاي رشته مركزي ايران وکمربند(زونzone)سنندج- سیرجان هست، قرار دارد.فاصله این کوه تا جاده بندرعباس – تهران درروستای جوزم (50کیلومتری شهربابک ازسمت انار)حدود35 کیلومتروتادوراهی شمش – دهج (نرسیده به شهرانارازسمت یزد)حدود60کیلومترهست .

 

موقعیت نقش ها

در پای دامنه کوه ( غار ایوب ) شش سنگ وجود دارد که نقش هایی از گذشته دور را بر تنه سنگی خود حفظ کرده اند تا شاید حامل پیامی از ساکنین دوران تاریخی برای انسان های بعد از خود باشند . سنگ های مذکور تقریباپائین ترین سنگهای هستند که در هنگام ریزش کوه بر روی دامنه غلطیده اند . به عبارتی در در ارتفاعی پائین تر از همه سنگهای دامنه واقع شده اند . زمانی که کوه ایوب به دلایل طبیعی ریزش نموده وهمانگونه درون غار بر اثر فرسایش تخلیه شده مواد فرسوده شده و سنگها به پائین دامنه ریزش و غلطیده اند که منطقه سنگلاخی را در پای دامنه و جلوی غار ایجاد نموده است . در پایان همین منطقه سنگلاخی و تعدادی از سنگها مذکورزمین های با شیب نسبتا ً ملایمی در مقایسه با دامنه کوه قراردارد که در بعضی از سالها توسط زارعین محلی به زیر کشت دیم می رود.سنگها در یک خطی نسبتا منظم با جهتی تقریبا شرقی _ غربی به صورت خطی کمانی که قعر آن به سمت غار است واقع شده اند . سطح سنگها عمدتا بر اثر گذشت زمان و اثر فرسایش تیره هستند .یکی از این سنگها رنگی متفاوت از دیگران دارد و روشن تر از دیگران است .

آیا موقعیت قرار گیری سنگها در پایان دامنه و در یک خط کمانی حامل پیام وعلامت خاصی برای بوجود آورندگان آنها بوده است .؟

نقش ها ی روی سنگها متنوع است . کمان ،حیواناتی مثل بز و گلی خاص شبیه به خوشه گندم دیده می شود .درسنگهایی که که به ایستگاه بار انداز ( جایی که وسایل نقلیه توقف می کنند ) نزدیکترهستند به نظرانسان دوره معاصر نقش های را حک کرده که بسیار جدیدتر از نقش های اصلی و غالب می نمایاند به گونه ای که بسیار روشنتر از نقش های پس زمینه هستند . با مقایسه ای اجمالی که با تصاویر موجود در کتاب نگاره های پیش از تاریخ ایران ( فرهنگنامه عکس ایران جلد 10) اثر آقای غیاث آبادی انجام دادم به نظر بعضی از نقش ها شبیه به تصاویر ی هستند که در این کتاب وجود دارد ( مانند تصویر گیاه شوش ) .

آیا این نقش ها حکایت از این نمی کند که غار ایوب با توجه موقعیت و مشخصات ویژه اش یکی از سکونتگاههای انسان در دوران گذشته تاریخی بوده است .؟

دردرون این غار که در ارتفاع بالا واقع شده چشمه ای وجود دارد که دو داستان درباره آن در بین مردم منطقه به خصوص در دربین افراد مسن و کهنسال امروزی جود دارد . داستان اول از این قرار است که آب این چشمه هر اندازه که از آن بردارند تمام نمی شود شایع است که هر چقدر زائر وارد این غار بشود ، این چشمه با آنکه آب کمی از سقف غار در آن جریان دارد ، جوابگو هست . شاید این همان داستانی است که مقدسی در احسن التقاسیم به آن اشاره نموده ، آنجا که می نویسد ” در بورجان غاری است که از سقف آن آب می چکد اگر یک تن بدان وارد شود به اندازه یک تن آب آید و هرگاه هزار تن باشند ایشان را بسنده باشد ” .( البته با تحقیقی که انجام دادم مکانی را با نام بورجان ندیدم . لذا نیاز به تطبیق اسامی تاریخی و بررسی بیشتر دارد )مردم زیادی به این داستان اعتقاد دارند . داستان دوم از این قرار است که در گذشته نه چندان دور مردم معتقد بودند که اگر اندکی از آب این چشمه را در محصولات کشاورزی و باغات بریزند محصولات از دچار شدن به آفات درامان می مانند . (در سالهای دور هنگام نوجوانی من شاهد بودم که برای مبارزه با بعضی آفات نه تنها مردم محلی حتی از رفسنجان و انارهم برای بردن آب ایوب به غار می رفتند البته معتقد بودند از هنگام بر داشتن آب تا رسیدن به مقصود ظرف نباید روی زمین گذاشته شود ).این همان داستانی است که دکتر باستانی پاریزی در تحشیه خود برکتاب جغرافیای کرمان احمد علی خان وزیری به آن اشاره نموده که حتی از پاریز که بیش از 12 فرسنگ تا شهر بابک است در ملخ سالی از این آب می آورند . دکتر باستانی در کتاب پیغمبر دزدان هم جمله ای ( به صورت پاورقی ) با همین مضمون از ایوب دارد . نکته دیگراینکه در قسمتی از سقف ماده ای مومی وجود دارد که درگذشته برای درمان شکستگی ها بکار می رفته بگونه ای که این ماده به دلیل ارزش درمانی خود حکم گنج را برای حاکمان داشته است .

 

آیاوجود آب در درون غار ،ارتفاع بالاتر از سطح زمین اطراف ، وسعت قابل توجه آن همراه با سهل الوصول بودن نسبی آن نمی تواند بیانگر وجود زندگی در دوران غارنشینی انسان دراین منطقه باشد .؟

آیا این نقش ها سنگ نگاره اند یا سنگ نبشته ؟ یا اصلا هیچکدام .؟

آیا سنگهای منقش به نقوش جلوی غار راهی برای ارتباط ساکنین با یکدیگربوده تا مفاهیم را به یکدیگر منتقل کنندیا اهداف دیگری در سر داشته اند .؟ این سوالات و شاید سوالهای دیگری وجود داشته باشد که پاسخ به آنها نیازبه مطالعه و بررسی علمی توسط کارشناسان خبره دارد .؟

برای دیدن بقیه  عکس ها به این لینک مراجعه کنید.

منابع :

1 – احسن التقاسيم فی معرفة الاقاليم ، ابوعبدالله محمدبن احمد مقدسی

2 – پیغمبر دزدان ، محمد ابراهیم باستانی پاریزی ، چاپ هیجدم

3 – جغرافیای کرمان ، احمد علی خان وزیری

4 – نوشته های رضا مرادی غیاث ابادی در سایت ایشان به نام پژوهش های ایرانی به آدرس www.ghiasabadi.com

5 – نگاره های پیش از تاریخ ایران ، رضا مرادی غیاث آبادی ( از مجموعه فرهنگنامه عکس ایران جلد 10 )

6 – مشاهدات و بررسی ها محلی شخصی

Add comment نوامبر 1, 2009

غار ایوب و گردشگری در منطقه دهج

ايوب نام غاري است كه نقش زيارتگاهي دارد و دركوهي به همين نام  درجنوب شهر دهج واقع شده است .اين غار از اواخر فصل بهار كه هوابه تدريج گرم مي شودتا پايان تابستان كه هوا به تريج خنك مي شود با عظمت وشكوه خاص خود پذيراي دوستداران طبيعت ومشتاقان خود ازشهرها وروستاهاي همجوار خود براي تقريح وزيارت مي شود .همين نكته باعث شده تا درمحيط طبيعي وفرهنگي واقتصادي شهر دهج وآباديهاي تابع آن اثرات مثبت ومنفي زيادي داشته باشد.

هرساله تعداد زيادي ازمردم شهرهاي اطراف نظيرانار،شهربابك ، رفسنجان ، كرمان ، سيرجان ، يزد ، مهريز،هرات، مروست ، خبر،جوزم وديگر مناطق بنا به اعتقادشان براي زيارت اين غاردر اين فصل به اين منطقه مسافرت مي كنند.اعتقاد براين است كه حضرت ايوب مد تي دراينجازندگي نموده كه امروزه اثرآن به صورت رد پاي آن حضرت برسينه صخره اي غار برجاي مانده است.

كوه ايوب كه غار ايوب درآن قراردارد در جنوبشرقي شهر دهج با ارتفاع حدود 3300 متر در منطقه كوهستاني دهج كه جزو كوههاي رشته مركزي ايران است قرار دارد.ساختارسنگ شناسي اين كوه از نوع داسيت – آندزيت مربوط به عهد پليو – پليستوسن ازدوره هاي زمين شناسي است .اين نوع از جنس سنگها بيانگر آذرين بودن آنها است .

مشخصات غار ايوب
دهانه بسياربزرگ غار درنيمه هاي كوه درارتفاعي بالا قرار دارد .درگوشه اي از ديواره شرقي واز سقف شريان باريكي از آب سال هاي سال دست نوازشش را بر سينه سخت سنگ سائيده واز آن صخره اي لعل با ظرافتي بي نظير بوجود آورده است .درپاي اين ديواره حوضچه اي كوچك قرار دارد كه اين آب درآن جمع مي گردد .آبي بس خنك وگورا به خصوص براي تشنگاني كه خسته ازكوه پيمايي به اين مكان مي رسند .با نوشيدن جرعه اي از اين آب خستگي راه را از تن بيرون مي نمايند.

كمي بالاتردرسمت حوضچه  جايگاهي هموار وصافي قرار دارد كه درمركز آن چاله كوچك هاونگ مانندي وجود دارد به  نام هاونگ آرزو معروف است .اعتقاد براين است كه اگر آرزومندي  نيت نموده وقطعه اي سنگ را در داخل آن پرتاب نمايد، اگر سنگ بعد از برخورد مستقيم به بالا وخارج از هاونگ پرتاب شد ، آرزوي نيت شده برآورده خواهد شد.

درسمت جنوبغربي غار دردل ديواره نازكي ازصخره سوراخي دايره مانند با قطر كمي وجود دارد كه به سوراخ حلال وحرام مشهور است .مشهوراست  كه فقط حلال زاده ها مي توانند از آن عبور كنند. بدين گونه كه شخص با سر وبه صورت خوابيده سعي مي كند از آن عبور كند  .

دربين دومكان فوق (حوضچه و سوراخ حلال وحرام) جايگاههايي براي نشستن واستراحت زائرين خسته است كه  منزلگاه ناميده مي شود .دراين مكانها محل استراحت ، نماز گذاردن ،  نهار وشام خوردن است .البته در زمانهاي نه چندان دور بيشتر براي اتراق شبانه استفاده مي شد ولي امروزه اين كاركرد منزل گاه رو به تضعيف است .امروزه بيشتر براي استراحت كوتاه مدت وعبادات استفاده مي شود .

حدود 150 متر بالاتر از منزلگاه زيارتگاه وجايگاه بچه مهتابي ها قراردارد.درمحل زيارتگاه محلي گودشده شبيه به ردپاي انساني با فيزيك بدني قوي وجود دارد كه آن را منتسب به حضرت ايوب مي كنند .به واقع عامل جذب معتقدين به اين همين مكان است. براي رسيدن به جايگاه زيارت نردبان نصب شده كه زائر از آن بالا مي رود وزيارت مي نمايد .در مقابل آن جايگاهي براي نماز گذاردن است كه 2يا 3 نفر همزمان مي توانند در آن  نماز بگذارند .درارتفاعي پائين تر ازاين جايگاه درسمت  راست (غرب آن )  محلي است كه گفته مي شود شبهاي جمعه تعدادي كودك كه به بچه مهتابي معروفند قران مي خوانند وافراد معتقد مي توانند بشنوند.

درسمت راست ورودي غار درارتفاع ديواره قسمتي توخالي است كه بايستي با نردبان به آن دست يافت .ياغيان درزمانهاي دوردر جلوي آن ديواري ساخته بودند كه انها را در مقابل دشمنان ورقبايشان وسرما وگرما محفوظ نگه مي داشت .

درپايين كوه كه نقطه آغاز صعود به غار است سنگ بسياربزرگي وجود دارد كه به سنگ بارانداز معروف است .زيرا  زائرين مي توا نند با  وسايل حمل ونقل قديمي يامدرن فقط  تا كنار اين سنگ بيايند وبقيه راه را مجبورند پياده طي كنندتا به مقصود خود برسندكه چيزي حدود يك ساعت زمان مي برد. لذا دراينجا باربنه خودرا پايين آورده واتراق مي كنند.افرادي كه بهر علت نمي توانند بالا بروند در همين مكان مي مانند به همين دليل اين سنگ به بار انداز معروف است .

گردشگري

دلايل زيادي براي جذب گردشگران زيادي از شهرها وروستاهاي همجوارومنطقه نظيررفسنجان ، سيرجان ، شهربابك ، كرمان ، انار ، يزد ، مهريز ، هرات ، مروست وغيره به منطقه دهج به خصوص غار ايوب وجود دارد كه به نوبه خود موجب توسعه ورونق اين منطقه فقير مي گردد.اين دلايل به قرار زيراست :

وجود غارحضرت ايوب واحترامي كه مردم ما به پيامبران دارند كه هرسال تابستان تعداد زيادي گردشگر را جذب خود مي نمايد .آب وهواي معتدل وفرحبخش كوهستاني ، كاريزهاي زياد باآب شيرين ، گورا وخنك ومسرت  بخش ، باغهاي ميوه گوناگون با ميوه هاي تابستاني وكوهستاني ، سكوت نسبي وآرامش حاكم برمنطقه مورد نظر كه امروزه بسيار موردنياز انسان امروزي كه سخت درتلاش ودورافتاده ازطبيعت است مي باشد ، هواي مفرح وپاك وسالم وبدور از هرگونه آلودگي ، محصولات لبني ودامي تازه وسالم ودلايل ديگر همه ا ز عواملي هستند كه باعث مي شود تا انسان امروزي خسته از كار هفتگي وماهانه  وروزمره خود ، پاره اي از وقت خود را دردل طبيعت پاك وسالم به دور از هرگونه دغدغه اي روزمره به خود ودر خود بگذارندوسر درجيب تفكر به خود وخالق هستي بپردازد.اگر توجه داشته باشيم كه شهرهاي ومناطق همجوار ونزديك دهج وايوب از پاره اي از اين نعمات محرومند .آب وهواي گرم وخشك وكمبود آب شيرين از مشكلات اين مكانها است .همين باعث مي شود تابهار وتابستان هرسال در حالي كه مناطق نزديك وهمجوار ايوب ودهج به شدت گرم مي شوداين منطقه با توجه به اعتدال آب و هوا وساير شرايط جاذب زيادي گردشگر از اين مناطق باشدوما شاهد تردد وتمركز جمعيت زيادي در آباديهاي اطراف وبه خصوص غار ايوب ، كه مكاني زيارتي ، تفريحي ، ورزشي (كوهنوردي )  محسوب مي شود ؛ باشيم.

اگربه اين شرايط بيشتر توجه شود با برنامه ريزي  ومديريت  صحيح   مي توان اين مكان را به يك مركز تفريحي ، ورزشي سالم با شيوه اي نوين تر تبديل نمود كه نتيجه آن تاثيرات اقتصادي از قبيل افزايش درآمد مردم ،ايجاد مشاغل گوناگون،توسعه وپيشرفت راهها ، اماكن تفريحي وورزشي ، خوابگاهي ،  واستراختگاهي شود . به خصوص اگر توجه شود كه منطقه دهج از محروميت ، فقر ، بيكاري ، مهاجرت كسترده جوانان دررنج است .

اگر چه در نگاه  اول توانهاي بالقوه موجود ناچيز وكم اهميت جلوه مي نمايد. اما باسرمايه گذاري و مطالعات مناسب ومطمئن مي توان توان هاي مذكوررا به توان بالفعل تبديل نمودكه دركنار فعاليتهاي ديگر همانند كشاورزي ودامپروري  سبب تحول اقتصادي  منطقه گردد واز طرف ديگر رفاه حال گردشگران رافراهم نمود .

به نظر مي رسد كه مسئولين ومردم منطقه بايد گامهايي اساسي جهت توسعه گردشگري در منطقه بردارند كه البته سهم مسئولين منطقه در فراهم آوردن امكانات زيربنايي مهم وقابل توجه است .

چه بايد كرد؟

درهرصورت براي اينكه اثرات مخرب توسعه منطقه به حداقل خود برسد   اولين گام نياز به مطالعه همه جانبه و فراگيرمسائل زيستي ، محيطي ، جغرافيايي ؛ فرهنگي  واجتماعي منطقه هست وطرحهايي كه ارائه مي شود  بايد كارشناسي شده باشد.

با اين حال درآغاز راه به نظر مي رسد پيشنهادهاي زيرراه گشا باشد:

الف) از آنجايي كه گردشگران ازمكانهايي دورازمنطقه براي تفريح وزيارت مي آيند وحداقل دو الي سه روز در محل مي مانند ؛ لذا ساخت مكانهاي لازم براي اسكان، خواب ، استراحت ، ورزش ، امور بهداشتي وسرويس دهي ، نمازخانه ، فروشگاههاي تامين مايحتاج مورد نياز ، پارك ووسايل بازي براي كودكان در فضاي جلو غار از اولويت هاي اساسي محسوب مي شود.

ب) احداث وتعمير، آسفالت راه ارتباطي دهج – ايوب با رعايت اصول فني ورعايت حداقل استانداردهاي راهسازي .چراكه عدم وجود راه مناسب از يكطرف واز طرف ديگر تردد زياد باعث شده تا راه موجود هميشه خطر آفرين ونامناسب باشد كه از عوامل دفع گردشگران درحال حاضراست .

پ) ازآنجايي كه بعضي از آباديها بنا به موقعيت وشرايط طبيعي خود بيشتر مورد توجه گردشگران است ، اختصاص بخشي از فضاهاي سبزياباغ ها اين آباديها و ساخت فضاهاي جديد در آنها براي اسكان ، تفريح ورفع نيازهاي گردشگران بايد مورد توجه قرار گيرد.تخصيص فضاهاي خاصي دراين آباديها از ايجاد تنش ودرگيري گردشگران واهالي آباديها جلوگيري مي نمايد وموجب رضايتمندي دوطرف مي شود.

ت ) گسترش وتبليغ فرهنگ پذيرش گردشگرازطريق آموزش چگونگي رفتار با گردشگران وتبليغ اثرات مثبت ناشي از گردشگري در سطح منطقه. بديهي است خود اين امر مي تواند باعث افزايش ورود گردشگران به منطقه شود.

ث ) جهت تامين آسايش رواني  و امنيت جاني ، مالي وناموسي  گردشگران واهالي بومي منطقه تامين امنيت يكي از مسائل اساسي محسوب مي شود چراكه در مناطقي ازاين نوع هميشه احتمال وجود افراد مزاحم هست كه مي توانند موجب سلب آسايش وامنيت گردشگران ومردم بومي منطقه شوند .

Add comment نوامبر 1, 2009

دهج یا دیهیگ (ریشه یابی نام یک شهر)؟

موقعيت جغرافيايي:

شهر دهج از شهرهاي شهرستان شهر بابك از توابع استان كرمان است كه در نيمه غربي استان كرمان و شمال شهرستان شهربابك واقع شده است. اين شهر از شمال و غرب به شهرستان مهريز و خورميز (استان يزد) و شمال شرق و شرق به انار (رفسنجان) و جوزم و از جنوب به جوزم و آبادي هاي آن، مزارع و شهر بابك و از جنوب غربي به خبر و آباديهاي آن محدود مي گردد.

اين شهر در طول جغرافيايي 54 درجه و 45 دقيقه شرقي و عرض جغرافيايي 30 درجه و 30 دقيقه شمالي تا 31 درجه شمالي واقع شده است و مساحت تقريبي آن حدود 2500 كيلومتر مربع است.

دهج يا ديهيگ:

ريشه يابي و كنكاش درچرايي نام شهرها و روستاها و مكانها از دغدغه هاي فكري انسان به خصوص مورخين و جغرافيدانان است چرا كه در بساري مواقع همين نام هامي تواند به مانند چراغي تابان، براي كشف گذشته تاريخي يك مكان و چرايي ايجاد يا بنيان گذاري سنگ بناي اولين آن، عمل كند. گاهي در پشت لغتي ساده حوادث شگفت انگيز تاريخي بسيار پيچيده اي نهفته است كه به وسيله همين نام ها توسط اهل فن رازگشايي مي شود. علاوه بر اين حس كنجكاوي هر انساني براي دانستن و علت يابي از چنين نام گذاري هم عامل ديگري براي رمزگشايي نامهاي يك شهر يا هر مكان و شي ديگري است. انساني كه مي خواهد با دانستن خود را ارضا كند. چنين است كه ما انسان ها در پي كليدي هستيم تا با آن رمزهاي نهفته در گذشته تاريخي را بگشاييم. براي رمزگشايي نياز به مدرك و سند داريم از اين رو به دنبال سرنخ هاي مي گرديم تا ما را به مقصود خود نايل گرداند.

در ريشه يابي نام دهج و دليل نام گذاري آن هم هر يك از كساني كه به هر طريقي با اين شهر در ارتباطند در ذهن خود با توجه به عينيت بيروني به دنبال سر نخ و دليل قانع كننده اي مي گردند. همين باعث شده تا افراد مختلفي اعم از عامي و تحصيلكرده از گذشته تاكنون دلايلي براي انتخاب چنين نامي براي اين مكان مطرح كنند و براي اين كه ديگران را قانع و مجاب سخن خود نمايند مدارك و شواهدي در مجالس و محافل رسمي و غيررسمي يا به صورت مكتوب با شور و حرارت و اشتياق تمام ارايه يا بنويسند. من در اين نوشتار سعي دارم نظرياتي را كه در ارتباط با نام دهج مطرح مي شود بنويسم و در قبول يا رد آنها دلايلي را با توجه به فهم و درك خود و همين گونه تحقيقات خود ارايه دهم، البته كه منتظر نقد و نظر خوانندگان هم هستم.

1- پاره اي را بر اين عقيده است كه نام دهج از دو شخصيت كه هر دو «حاجي» بوده اند گرفته شده است.

اساس اين عقيده بر اين است كه بنيان گذار اين شهر دو برادر بوده اند كه هر دو به مكه رفته و به حاجي معروف بوده اند لذا اين شهر (ده آنروزي) ابتدا به «دو حاج» و يا «ده حاج» ناميده شده و به مرور زمان و بر اثر تحريف اين نام به «دهج» تغيير نام داده است. به نظر مي رسد استدلال اينان ضعيف باشد. چراكه در فرهنگ ما ايرانيان به كسي كه به خانه خدا مشرف شده باشد لقب حاجي اختصاص داده مي شود. بر همگان روشن و واضح است كه دادن اين لقب از زماني در بين ما ايرانيان رايج شده كه دين اسلام جايگزين دين زرتشت شد و مردم ايران دين اسلام را پذرفتند، به دنبال اين پذيرش مكه رفتن هم بر مسلماناني كه استطاعت مالي داشتند واجب شد، در حالي كه شواهدي و مداركي موجود است كه مويد وجود اين مكان (دهج) قبل از گسترش و پذيرش دين اسلام توسط ايرانيان هست.

(ذكر مستندات به يك نوشته ديگر نياز دارد لذا براي جلوگيري از اطاله كلام به آنها نمي پردازيم.)

2- پاره اي ديگر بر اين عقيده اند كه نام دهج از دو كوه آتشفشاني به نام «عاج» كه در كنار يكديگر واقعند اخذ شده است. اين دو كوه كه در شمال غربي دهج واقعند و داراي تشكيلات آتشفشاني هستند به نام هاي عاج بالا و پايين معروفند يكي از از آنها داراي شكل مخروطي كامل است. بنا به اين عقيده نام دهج از اين دو كوه برگرفته شده است كه به نام «دوعاج» معروف بوده كه به مرور زمان ابتدا به «دعج» و سپس به علت سادگي در تلفظ به دهج تغيير نام داده است. اين نظر هم نمي تواند صحت داشته باشد چرا كه اولا بين دهج و دوكوه ذكر شده رشته اي از تپه ها و كوههاي ديگري كه به «كولوت»( کوه لوت ) معروفند واقع است. لذا شهر مذكور ارتباط مستقيمي با اين دو كوه ندارد اگرچه از نظر جغرافيايي اين دو كوه در محدوده شهر فوق واقعند. ثانيا به نظر نمي رسد كه لغت دهج تحريف شده دوعاج باشد چرا كه با تحريف به جاي حرف «ه» بايد حرف «ع» باشد و به نظر مي رسد تلفظ «دعج» با سكون «ع» ساده تر از «دهج» باشد، چنانكه بعضي مردم در حال حاضر تلفظي با سكون حرف ” ه ” را به كار مي برند. ثالثا اگر قرار بود نام يك كوه براي اين شهر انتخاب شود نام كوه «ايوب» مناسبتر بود چرا كه هم از نظر مذهبي ارجحيت بيشتري در فرهنگ عامه ما دارد چنانكه هم اكنون به عنوان يك زيارتگاه مورد احترام خيلي از مردم مناطق اطراف است و هم اينكه فاصله زيادي با شهر مذكور ندارد ودرمقايسه با كوههاي عاج از موقعيت و اشراف بهتري نسبت به دهج برخوردار است.

3- قبل از اين كه نظر خودم را بيان كنم لازم مي دانم براي ريشه يابي نام ده در زبان فارسي نقبي به گذشته تاريخي بزنيم و سپس به ريشه يابي نام دهج بپردازيم. بنا بر عقيده مورخين در نخستين مرحله تمدني آريايي يعني نخستين نياكان ما كه از آسياي مركزي به ايران آمده اند حكومت عبارت از رياست ريش سفيدان و پيران قوم و يك قسم حكومت ملوك الطوايفي و ايلياتي بوده است، بدين معني كه هر چند خانوار تيره اي فراهم مي ساخت كه عبارت از ساكنان هرده يعني كوچكترين آبادي و آن را «ويس» مي گفتند و هر چند «ويس» يا ده بلوكي را فراهم مي كرد و گروه بزرگتري را تشكيل مي داد و آن را «دهيو» مي گفتند. سركرده هرويس را «ويس پت» و سركرده هرد هيورا «دهيوپت» مي ناميدند. اين طبقات تا مدتها باقي مانده اند.

پيشوايان «ويس ها» سركردگان «گئو» را انتخاب و اينان رهبران «دهيو» را انتخاب مي كردند.

در زمان ساسانيان حكمرانان كوچكترين نواحي كشور را كه «ديه» ياده باشد «ديهيگ» يا «ديه سالار» مي گفته اند كه معادل همان كدخدا و دهخدا امروزي بوده است كه خود اين لغت «ديهيگ» تحريف شده كلمه «دهيوبذان يا دهيوپتان» آريايي يعني مهاجران اوليه و اجداد ما ايرانيان هست. اينان در واقع آخرين نجيب زادگان آريايي بوده اند كه مقام مورثي «دهبذي» آنها كم كم به پايه «ديهيگ» يا ده سالار تبديل شده است.

با توجه به آنچه گفته شد مي توان چنين نتيجه گرفت كه نام دهج از لغت ديهيگ گرفته شده است. نام اين شهر «ديهيگ» بوده كه در طول زمان به «دهيگ» و در زمان حاكميت اعراب مسلمان به دليل اين كه در الفباي عرب حرف «گ» وجود ندارد و به جاي آن حرف «ج» را تلفظ مي كنند به «دهيج» تبديل شده، كه گاها امروزه نيز در برخي نقشه ها و نوشته ها همين لفظ «دهيج» به كار رفته، سپس براي سادگي در تلفظ به «دهج» تحريف شده است.

در اينجا ممكن است اين سوال مطرح شود كه چرا بايد از اصطلاح «ديهيگ» كه حاكم يك دهيو بوده براي ناميدن اين ده استفاده كنند؟

پاسخ مي تواند بدين گونه داده شود كه دهج مركز مزارع و آبادي ها و روستاهاي (رستاق آنزمان) زيادي در گذشته و حال بوده كه هر كدام از آنها تحت مالكيت چند خانوار بوده و در تابستانها مركز ييلاقي آنها بوده در حالي كه خود دهج مركز قشلاقي آنها بوده زيرا آب و هواي آن در تابستان و زمستان نسبت به مزارع و آباديهاي اطراف معتدل تر بوده و در عين حال مركز سركرده و حاكم آنها يعني «ديهيگ» در تابستان و زمستان بوده و خود اين به دليل موقعيت جغرافيايي دهج هست كه در يك مكان نسبتا هموار بين چند رشته تپه واقع شده، ضمن اين كه داراي منابع آب و خاك نسبتا مناسبي بوده به علاوه در مسير راه ارتباطي به سواحل جنوب به خصوص خليج فارس و مناطق سيرجان و بندرعباس قرار داشته است. بافت اجتماعي اين شهر كه از چند قوم تشكيل شده نيز مويد مركزيت اين شهر در گذشته بوده است. بافت فيزيكي ده و وجود قلعه هايي در آن نيز بيانگر اهميت امنيت سران اين ده و مردم ساكن آن در گذشته مي باشد. بنابراين اين انتخاب نام «ديهيگ» براي اين شهر به معناي مكاني بوده كه حاكم يا همان «ديهيگ» در آن سكونت داشته و به اداره و كنترل محدوده و طوايف تحت حاكميت خود مي پرداخته است.

منابع مورد استفاده:

1- گفتگو با افراد صاحبنظر محلي

2- تاريخ تمدن ايران ساساني، سعيد نفيسي

3- بررسي ها و بازديدهاي ميداني و مشاهده آثار بر جاي مانده از دوران گذشته

Add comment اکتبر 24, 2008


تقویم میلادی

نوامبر 2009
د س چ پ ج ش ی
« Aug    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
30  

دسته بندی موضوعی

نوشته‌های تازه

بایگانی

RSS مطالب به روز شده وبلاگها

وبلاگها

وبگردی ونتایج آن

سایتهای خودم

سایتهای خبری وروزنامه ها

بیشترین کلیک شده‌ها

برگه‌ها

آمار بلاگ

web tracker