روابط عمومی به چه معنایی هست.؟

ژانویه 1, 2008 at 6:12 ب.ظ. بیان دیدگاه

امروزنزیکیهای ساعت 12 با 10نفرازهمکاران برای بازدیدی علمی که قبلاً ازسازمان هواشناسی ترتیب داده بودیم به سمت این سازمان راه افتادیم . حدودساعت یکربع به یک بود که به سازمان رسیدیم .با اجازه نگهبان واردساختمان شدیم .همه منتظر بودیم که ازروابط عمومی این سازمان ،که معمولا برای اینگونه مواقع وظیف هدایت افرادبازدید کننده وتوضیحات لازم را به عهده می گیرند، کسی برای راهنمایی گروه ما به ساختمان موردنظر بیاید وگروه را همراهی کند .ما با توجه به آنچه نگهبان گفته بود به دنبال درب آسانسوربودیم .من از اینکه کارمندان این ادراه وقتی از کنارمان رد می شدند ونگاههای آنچنانی می کردنددرعذاب بودم وبه زمین وزمان نفرین می کردم ودرخود جوش می زدم . درهمین وادی ها بودم که مردی دوکاره را مشاهده کردم درحالی که دستانش را درهوا تکان می داد به من نزدیک شد .متعجبانه نگاهش می کردم که دست مرا گرفت وبه سمت راه پله ها کشید وگروه هم به دنبال من .هنوز نگاهش می کردم ونمی فهیمدم که چرا چیزی نمی گوید .من که ازدرک سریع عاجزشده بودم عاقبت فهمیدم که طرف لال است ونمی تواند سخن بگوید، کمی احساس شرم کردم از خودم وعاجزی ام دردرک طرف . با ایماء واشاره به ما فهماند که ازپله ها بالابرویم وخودجلودارشدوماراتاپله سوم بالابردوبه همکاران اداری اش سپرد.

یکی گفت به اطاق آخر(سرور)برویدو آقای (اسمش یادم رفت ) فلانی شماراراهنمایی خواهندکرد.ایشون هم که عجله رفتن به جایی راداشت درمورددستگاههایی که از مراکزهواشناسی درکشوروبعضی کشورهای خارجی اطلاعات هواشناسی را به طوراتوماتیک می گیرندوبه دستگاه سینرژی برای تجزیه و تحلیل می دهند صحبت کرد .ازایشان سوال کردم آیابا ماهواره نوا ( ماهواره ای هواشناسی ) هم ارتباط دارید یا نه.؟ پاسخ داد این سازمانی نظامی است ظاهرابا ناسا(سازمان هوفضاامریکا) اشتباه گرفت .گفتم منظورم ماهوره ای هواشناسی نوا هست .پاسخ داددربخش ماهواره توضیح خواهندداد( که البته توضیحی داده نشد)بعدشروع به صحبت راجع نصب دستگاههای ، که یکی را شرکت داخلی ویکی را یک شرکت خارجی طراحی کرده اند، کردکه درحین صحبت تلفن همراهش زنگ زد وبا عجله یکی از همکارانش را صدازد وبقیه صحبتهارابه ایشان سپردوخودرفت .شخص دوم هم همان صحبتهاراتکرارکرد.بعدازاتمام بازدیدازاین بخش گفته شد به بخش مونیتورینگ بروید .

دربخش مونیتورینگ هم چنددستگاه کامپیوتروظیفه نشان دادن گرافهای مختلف هواشناسی رابه عهده گرفتند .یک خانم هم دراینجا صحبتهایی راجع به گرافهادرلایه های مختلف جونمود .درواقع این بخش جایی هست که اطلاعات بخش قبلی(سرور) به نموداروگراف وغیره تبدیل می شود.

ازاینجا هم مارابه بخش وب سایت راهنمایی کردند.دراین بخش خانم جوانی درباره وب سایت این سازمان صحبت کردند.راجع به همان چیزهایی که هرکسی دروبسایت شان می تواندببیند.

بخش بعدی که فرستاده شدیم بخش هوانماوهواگوبودجایی که درآن پیش بینی های هوارابه افراد وسازمانهای استفاده کننده ودرارتباط با سازمان هواشناسی ازطرق مختلف مثل تلفن ، پیام کوتاه ، فکس ،رادیووتلویزیون اعلام می شود.

بخش پیش بینی بخش آخری بود که مارابه آنجافرستادند.دراین قسمت با تووجه به اطلاعات موجودومدلهای مختلف پیش بینی هوا شرایط جوی راازسه ساعته تا 6 روزه پیش بینی می کنند.گفته شدکه دریکشنبه احتمال برف وسرما هست که اندکی همکاران شرایط جویشان تغییرکرد ولبخندی برلبانشان نقش بست والبته که درپی آن مزاح بود.

بعد ازاینکه دیدن ازاین بخش تمام شد وسط رفتن ونرفتن ماندیم .نمی دانستیم آیا برنامه دیگری برای ما هست یا نه .مسئول این بخش گفت اگه سوالی نیست تمام شدومارابه خانه راهنمایی کرد .

ازروابط عمومی خبری نبود.کسی نیامد.وقتی هم رفتیم کسی نگفت چرا می روید همانطور که نگفتند چرا آمدید.روابط عمومی این سازمان ، به جزء بار نگاههای سردو سنگین کارمندان این سازمان که شاید ناشی ازتعحبشان بود که ماراآنجا می دیدند کسی به سراغمان نیامد، چیز بدردبه خوری را ارائه نداد.اینجا برخلاف همه سازمانهایی بود که ما قبلا برای بازدیدرفته بودیم .

من هنوز سنگین ام زیرسایه این نگاهها واینگونه بی توجهی هاوعدم همکاری روابط عمومی.

اما یک نکته هم درباره خودم.

دربین راه یادمون امد که فراموش کردیم  دوربین عکاسی را برداریم . همکترم گفت که ازموبایل شما استفاده کنیم .من گفتم عکس موبایل کیفیت ندارد آنهم با فرمت وی جی ای .به نظرم فکر کرد که من تمایلی برای عکس انداختن ندارم وازهمکاردیگرم این درخواست را کرد.بهرحال وقتی وارد سازمان شدیم من برای اینکه برای عکس گرفتن با موبایل مشکلی ندارم پیشنهاد دادم که خودش عکس بگیردوگفتم من روی عکس گرفتن ندارم .بازم به نظردلخوربود ونپذیرفت. من مثل منگولها این موبایل نوکیای 6600را به سوی اهداف نشانه رفتم .ازخجالت عرق کرده بودم وکسی هم مرا باورنمی کرد .حالا چرا نمی خواستم با موبایل عکس بگیرم .یکی به دلیل اینکه دربازدید علمی ازدوربین برای عکس جهت تهیه گزارش استفاده می شود تا هم عکس هایش قابل چاپ باشد وهم ارزش واعتباری به بازدید و گزارش داده  شده باشدوهم درمقابل میزبان خفیف وخوارنشویم.دیگر اینکه چون جامعه وادراته آموزش وپرورش راوزارتی فقیر وضعیف می دانند نمی خواستم غرورخودوهمکاران رابانداشتن دوربین زیرسوال ببرند .بهرحال معلمها ازیک غرورخاصی برخواردارند( البته من مخالف این هستم ).وقتی با یک موبایل با فرمت وی جی ای می خواهی از یک جا عکس بگیری آنهم دریک سازان نسبتا پولدارعکاس به سخره گرفته می شود که ای باباعکس آنهم با موبایل چه ارزشی دارد. ازاینبابت هرزمان که مخفیانه سعی درعکس گرفتن می نمودم احساس خواری ومنگولی می کردم اول به دوروبر نگاه می کردم وبعد عکس می گرفتم. بهر حال این خواری را هم پذیرفتیم

Advertisements

Entry filed under: عمومی.

خداحافظ خزر ال نینوولانینو

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


تقویم میلادی

ژانویه 2008
د س چ پ ج ش ی
« دسامبر   فوریه »
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
28293031  

بایگانی

RSS مطالب به روز شده وبلاگها

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

بیشترین کلیک شده‌ها

  • هیچکدام

صفحه‌ها

  • 31,181 بار

web tracker

برای مشترک شدن در این وب‌نوشت از راه رایانامه و دریافت آگاه‌سازی درباره‌ی نوشته‌های تازه، رایانشانی خود را وارد نمایید.

به 291 مشترک دیگر بپیوندید


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: