آری همشهری من هم گریستم

فوریه 15, 2008 at 7:34 ب.ظ. 5 دیدگاه

امشب عکس هایی از تلف شدن دامهای مردم روستاهای شهر بابک دیدم که مرا به یاد سالهای دور انداخت وبر ناتوانی مردم این دیار اشک ریختم .

آری همشهری عزیز من هم گریستم وقتی دستان ناتوانت را با ناتوانی در پشم دامها یت دیدم همانها که نتیجه سالها رنج توست . همانها که منبع ارتزاق توست . همانها که تورا به طبیعت می بنددتا عشق ات را به محیط اطرافت بیان کنی . همان چیزهای که کودکت را شا د می کند وقتی دست بر گردن آن بره ( بچه گوفند ) سفید زیبا می کند و نگاه در چشمان آن حیوانک می دوزد و حیوانک شیطون هم نگاهی ازشادی به چشمان پسرکت می دوزد و با پوزه خود گونه های طفل ات را نوازش می کند . آری این همان اسباب بازی پسرک بازیگوش و دخترک نازت هست . آری همشهری من گریستم به حال فرزندت که شاید دیگر اسباب بازی نداشته باشد تا دست بر گردنش کند . آری عزیزم همشهری ام گریستم بر آن صفای وجودت که بی ریا وبی ترس از تمسخر بر نابودی محیط اش می گرید درمقابل آن دوربین عکاسی که شاید هر گز درکت نکند . گفتم درکت می کنم بگذار بگویم که این داستان درک کردنم چیست .

سالهای خردسالی ام ، مثل همان طفل در عکس بودم که بر خرمن گوسفندان نظاره می کند و پدرم مانند همین مرد درعکس بود که دست زیر چانه زده و زانوی غم دربغل گرفته و محزون بر سر خرمن مرده دسترنج خود نشسته ومادرم همانند همین زنی بود که عکاس چیره دست به خوبی هاله غم وشکست چهر ه اش را به تصویر کشیده است و در گوشه یی از همان دیارهمان کاری را می کردیم که اکنون شما می کنید . در یک تابستان سیاه شاهد بر باد رفتن نتیجه تلاش چندین ساله خانواده ام بودم . در آن تابستان بد شگون دردی در دامهایمان افتاد که آنها را به نیستی کشاند . شاهد تلاش نامیدانه پدرم بودم که می کوشید تا بتواند دار وندارش را نجات دهد وقوت زمستان وسال های آتی فرزندانش را نگه دارد ، اما مگر توانست . ؟ هر چه بودازدست رفت . طمعکاران سربزنگاه را می دیدم که چگونه باقی مانده دام را به بهانه بردن به قصابخانه بادندانهای تیز کرده به یغما می بردند و پدرم را دیدم که چگونه پاره ی زندگی خودرا برای دریافت مبلغی اندک مفت به آنها می فروخت وبا خشم به زمین وزمان بدوبیراه می گفت . دویدنهای ناامیدانه اش را با رنگ زرد شده اش را هرگز فراموش نکردم . من اما چه می توانستم بکنم جز اینکه همراه با اشکهای مادرم اشک بریزم وهمرا با تلاش خسته کننده ومایوسانه پدر به این طرف و آن طرف بدوم وگا هی اماج حمله فریاد خشمناک پدر بشوم که مزاحم کارش نشوم . چه می توانستم بکنم وقتی آن بره مورد علاقه ام را آن دلال فرصت طلب بالای وانتش انداخت و من با گریه گفتم نه که با غیظ پدر به دامان مادر پناه بردم و سخن مادر که به من امید یکی دیگر و آغازی دیگررا می داد. آری از آن تابستان و همه آنچه درآن اتفاق افتاد چیزی جز تنفر در خاطرم نقش نبست .

آری همشهری گریستم وقتی تصاویر نابودی زندگی ات رادیدم چرا که خود همانی هستم که شمایید منتهی دست تقدیر مرا به جای دیگری افکنده است .

آری درکتان می کنم چون خود همین رنجها را شاهد بوده ام . آن طفل تصویر من از سه ده پیش هست که اکنون با دست عکاسی چیره دست ثبت شده است .

منبع عکس موسسه خیریه امام علی که از جام جم استفاده کرده است

Advertisements

Entry filed under: عمومی.

وقتی هیات نظارت التزام یک زرتشتی را می سنجد سایت جدید کانون صنفی معلمان ایران

5 دیدگاه Add your own

  • 1. مجید کلثومی  |  فوریه 17, 2008 در 8:21 ق.ظ.

    واقعا جای تاسف دارد

    پاسخ
  • 2. زهرا  |  فوریه 18, 2008 در 4:40 ق.ظ.

    خیلی متاسف شدم خیلی

    پاسخ
  • 3. کانون صنفی معلمان ایران  |  فوریه 26, 2008 در 8:38 ب.ظ.

    آدرس سایت کانون صنفی معلمان ایران : http://www.moalleman1.com
    لطفا اطلاع رسانی کنید و در صورت امکان لوگوی درون سایت را در وبلاگتان قرار دهید . با تشکر

    پاسخ
  • 4. ارزو نیکی  |  آوریل 15, 2008 در 9:33 ق.ظ.

    بیشتر توضیح بده

    پاسخ
  • 5. kian1  |  آوریل 15, 2008 در 3:42 ب.ظ.

    خانم آرزو نیکی سلام
    در توضیح ایم مطلب باید بگویم درروستاهای شهربابک از اتوابع کرمان گوسفندان دامداران منطقه در سال قبل به علت ناشناخته در دسته های متعدد و همزمان دچار مرگ شده بودند که ظاهرا یکی از علل آن مربوط به مسمومیت مراتع بر اثر الودگی های ناشی از کوره های تغلیظ مس در این منطقه هست که مربوط به شرکت مس سرچشمه هست . همین مرگ گروهی باعث هدر رفتن دسترنج سالها زیاد دامداران فقیر منطقه شد . به این لینکها جهت اطلاع بیشتر مراجع کنید
    http://babakzamin.blogfa.com/8611.aspx
    http://babakzamin.blogfa.com/post-583.aspx
    و گزارش تصویری جام جم

    http://www.jamejamonline.ir/pics.aspx?newsnum=100930696378
    سپاسگزارم

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


تقویم میلادی

فوریه 2008
د س چ پ ج ش ی
« ژانویه   مارس »
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
2526272829  

بایگانی

RSS مطالب به روز شده وبلاگها

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

بیشترین کلیک شده‌ها

  • هیچکدام

صفحه‌ها

  • 31,219 بار

web tracker

برای مشترک شدن در این وب‌نوشت از راه رایانامه و دریافت آگاه‌سازی درباره‌ی نوشته‌های تازه، رایانشانی خود را وارد نمایید.

به 291 مشترک دیگر بپیوندید


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: