مدیریت بحران آب دردهج
این روزها وقتی رهگذری از سرازیری جاده ی دهج در گدار کوجو به سمت این شهر مینگرد آنچه در وهله اول چشم او را می نوازدو حیرتش را بر میانگیزد وجود منبعهای فلزی فراوانی است که تقرببا درپشت بام هرمنزل مسکونی در زیر تلالونور خورشید میدرخشد، حیرتی که در ذهن سیال و جستجوگرش این سوال راایجاد میکند که دلیل نصب این همه منبع برفراز بامهای منازل دهج چیست؟ مگردراین شهر آب لوله کشی وجودندارد؟
با همین سوال است که وارد دهج میشود و پرسشگری را آغازمی کند تا دلیل را بیابد؟ پاسخش ناامید کننده است، پاسخی که در پس آن وحشت از خشکسالی و اثرات مخربش موج میزند، پاسخی ازترس ونفرین بر دیو خشکسالی. میشنود که خشکسالی باعث شده تا مسئولین اداره آب برای تامین آب شهر با مشکل روبروشده ولذا سیاست جیره بندی را اعمال کنند، بدین قرار که در هروز فقط 30 الی 60 دقیقه آنهم در ساعات اولیه روز شبکه آب وصل است وبقیه روز قطع، به عبارتی مردم شهر در 24 ساعت شبانه وروز فقط 30 تا 60 دقیقه آب شهری دارند، لذا برای تامین آب مورد نیاز بقیه روزبه نصب منبعهای ذخیرهی آب روی آوردهاند. منابعی که ظرفیت آنها از حداقل 500 لیتر تا 2000 لیتر بسته به موقعیت اقتصادی هرخانواده متفاوت هست.
گویا هدف از این سیاست صرفه جویی وکنترل مصرف آب هست، اما اینکه آیا این گونه تصمیم هامی تواند نقشی درکنترل مصرف داشته باشد جای تردید است؟
دراین مقوله سعی براین است که از دوبعد به مسئله بحران خشکسالی و آب دردهج پرداخته شود یکی بررسی روند مصرف وسیاست جیره بندی اتخاذشده توسط مدیران آب و دیگری سیاست حفر چاههای جدید وکمکی برای تامین آب دهج.
اگر چه آب یکی از منابع تجدید شونده است ولی امروزه به عنوان کالایی اقتصادی _ اجتماعی محسوب میشود که با توجه به رشد جمعیت و افزایش فعالیتهای انسانی، که نیاز به آب دارد، روند مصرف سرانه آن در جهان درحال کاهش است. کشور ایران هم با توجه به موقعیت طبیعی خود ومیزان متوسط بارندگی سالیانه 260 میلی متریکی از کشورهای خشک محسوب میشود، این عامل همراه با افزایش جمعیت و فعالیتهای صنعتی باعث شده مثل همه کشورهای دنیا با کاهش روند مصرف سرانه آب ریروباشد به گونه ای که سرانه منابع آب تجدید شونده سالانه که در سال 1335، 7000 مترمکعب بوده، در سال 1375 به 2000 مترمکعب کاهش یافته و پیش بینی میشود که تا سال 1400 به حدود 800 مترمکعب کاهش یابد که پایینتر از مرز کم آبی (1000 مترمکعب) است.
مصرف غلط یکی از علل هدر رفتن آب میشود. برطبق برنامه سوم توسعه، الگوی مصرف آب هر خانوار 5/22 مترمکعب در ماه تعیین شده که در نتیجه هر نفر به طور متوسط در شبانه روز میتواند 150 لیتر آب مصرف نماید (به جدول شماره 1 بنگرید) این درحالی است که مصرف سرانه به طور متوسط 250 تا 300 لیتر در شبانه روز میدهد.
جدول 1- الگوی توصیه شده مصارف سرانه خانگی برحسب لیتر در روز (تا سال 1390).
|
نوع مصرف |
حداقل (لیتر) |
حداکثر (لیتر) |
|
آشامیدن |
3 |
5 |
|
پخت و پز |
5 |
10 |
|
حمام |
25 |
50 |
|
لباسشویی |
10 |
20 |
|
ظرفشویی |
5 |
15 |
|
دستشویی و توالت |
20 |
30 |
|
شتشوی خانه |
3 |
10 |
|
کولر و تهویه مطبوع |
2 |
5 |
|
متفرقه |
2 |
5 |
|
جمع |
75 |
150 |
اگر بعد خانوار در دهج را 5 نفر درنظر بگیریم طبق جدول باید حداقل مصرف 375 لیتر و حداکثر 750 لیتر درشبانه روز باشداما اگر برمبنای روش غلط مصرف در نظر بگیریم 1250 تا 1500 لیتر میباشد.
منبعهایی که برای ذخیره آب در منازل دهج استفاده میشود از حداقل 500 لیتر تا 2000 لیتر درنوسان اند. معمولاخانواده های کوچک (دونفره) منبعهای با ظرفیت کمتر وبرعکس خانوادههای بزرگ منبعهایی با ظرفیت بیشتردارند. هرخانواده اول صبح که آب در لولهها جریان دارد منبع آب را پر وتا روز بعد از آن استفاده میکند. آب موجودی در مخازن بنا به دلایل متعددی از جمله ماندن، بوگرفتن ناشی از اکسید آهن ودرنتیجه بد مزه شدن، عدم کنترل شیرهای آب واحساس اطمینان مبنی بر وجود آب ودرمضیقه نبودن، استفادههای غیر آشامیدنی دریک روز مصرف میشود وکمتراتفاق میافتد که آب ذخیره شده برای روز بعدباقی مانده و مصرف شود،حتی ممکن است بی جهت خالی شود. اگر آب ذخیره و مصرف شده یک خانوار دهجی را بامصرف استاندارد جدول 1 مقایسه کنیم تقریبا دوبرابر مصرف استاندارد مصرف میکند واگربا مصرف غیر استاندارد وغلط رایج مقایسه کنیم باز مقدار آبی که در یک خانواردهجی مصرف میشود بیشتر از آن هست، حتی اگر بیشترنباشد حداقل کمتر نیست. (به جدول 2 بنگرید).
جدول 2- مصرف آب خانوار دهجی با خانواری 5 نفره درکشوربراساس آمارهای استانداردوغیر استاندارد
|
مصرف خانواردهجی براساس یک تانکر 2000 لیتری |
مصرف استانداردبراساس جدول 1 |
مصرف غیراستانداردجاری درکشور |
|
2000 |
750 - 375 |
1500 — 1250 |
اکنون این سوال مطرح میشود آیا روش بکار گرفته شده در دهج راه حلی مناسب برای کنترل مصرف ومقابله با کم آبی هست یا نه؟ آمار وارقام بیانگر این واقعیت است که چنین روشی نمیتواند نقش موثری دراستفاده بهینه از آب موثر باشد. پاسخ اکثر مردم عادی که دردهج زندگی میکنند نیز موید همین نکته است آنها اقرارمی کنند مصرفشان فرقی نکرده بل درگاهی موارد بیشتر هم شده است. (ناگفته نماند یکی از راههای مقایسه استفاده از قبضهای آب صادر شده برای مشتریان درقبل وبعداز اجرای این سیاست است وچون چنین چیزی دراختیار ندارم نمیتوانم یر این مبناقیاسی داشته باشم).
نکته دیگری که به نظر می رسدهزینه های گزافی را براداره آب و فاضلاب تحمیل کرده حفر چاههای کمکی وجدیدبدون کارشناسی لازم برای تامین آب دهج است.
از آنجا که چاه اصلی تامین آب دهج به دلیل خشکسالیهای پی در پی با کم آبی شدید مواجه شده وجوابگوی آب موردنیازشهر نیست اقدام به حفر چاههای جدید وجایگزین نمودن آنها با چاه اصلی یکی از سیاستهای مدیران آب بوده است، لذا برای این کار درچند نقطهی دهج چاههای را حفر نموده که هزینههای زیادی را به همراه داشته است اما بنا به دلایلی که بر کسی آشکار نشده بعد از حفرچاه غیر قابل استفاده وبا بازدهی کم اعلام شده ولذاپر شدهاند، این عمل شایعات زیادی را در بین مردم رواج داده که ناشی از شفاف نبودن سیاستهای بکار رفته شده میباشد، درنتیجه سوالات وسوء تفاهم هایی را در اذهان مردم به وجود آورده، نظیر اینکه اگر آب در منطقه مورد نظر نبوده چرا کارشناسان آنجا را برای حفر چاه جدید انتخاب وبعد از اتمام حفرواعلام عدم بازدهی مناسب پرومجددا درهمان منطقه در فاصلهی دورتر اقدام به حفر چاه و بازهم پرکردن آن نمودهاند؟
علاوه بر حفراین چاه هاکه در شمال دهج بوده و هزینههای زیادی صرف آنها شد ه وظاهرا به دلیل عدم آبدهی مناسب پرشدهاند، در سه نقطهی کوجوئیه، لب گرد، زاردوئیه نیز اقدام به حفر چاه شده که نتیجهی چندان رضایت بخشی را دربرنداشته است. در کوجوئیه بعد از حفر و استفاده، ظاهرا به دلیل عدم رعایت فاصله عرفی وقانونی با قنات این مزرعه ودرنتیجه ترس از متروکه شدن قنات مذکور اعتراض مالکان این مزرعه را برانگیخت ودرنتیجه چاه را پرنمودند. همین عامل در زاردوئیه اعتراض مالکان قنات رکن آباد را، که درپائین چاه مذکورقراردارد، درپی داشت واین یکی هم همان سرنوشت را درپی داشت، ظاهرا تنها چاه لب گرد مورد استفاده قرارگرفته ا ست. اکنون این سوال مطرح میشود که مسئول هزینههای گزافی که دراین راستا شده کدام ارگان هست؟ چه کسی پاسخگو هست؟ هدف از حفر این چاههادر کنار قنات هاای که از گذشتههای دور منبع تامین آب مردم ایران بودهاند چه بوده است؟
این مقاله در هفته نامه بابک زمین چاپ شده است.
هدف از افشای اختلاس از بانک صادرات
اختلاس از بانک صادرات موضوعی است که در این روزها در هرجایی مورد بحث قرار می گیرد، اختلاسی که مورد تائید مقامهای مسئول قرار گرفته و در عین در تاریخ اقتصاد ایران و شاید حتی در دنیا بی سابقه وبی نظیر باشد، والبته هرکس از ظن خود دلیلی برای آن مطرح می کند .فارغ ازاینکه اختلاس یکی از ویژگی های دولتهای غیر دموکراتیک هست که رسانه های آزاد و مسقل در ان منکوب شده تا این نگهبانان دموکراسی نتوانند چراغ در زوایای پنهان وغیرشفاف مسائل سیاسی واقتصادی بتاباند و پرده از حقایق پنهان بردارد ، بارها دیده ایم که اگر روزنامه ای اندک جراتی به خود داده تا زوایای پنهان اقتصاد وسیاست این گونه دولت ها را بر ملا کند به انحاءمختلف از گردونه انتشار خارج، محدود وبسته می شوند ،لذا همه چیز در این دولت و نظام ها غیرشفاف هست ، از طرف دیگر چون نظارتی از طرف سازمانهای ناظر انجام نمی گیرد یا اگر بگیرد ضعیف ونارسا هست ومحرمانه تلقی می شودویا رابطه با اشخاص مسئول هرکس خود را مبری از نظارت عمومی می داند پس اختلاس هم براحتی انجام می گیرد . کاری به این ندارم که علل چنین اختلاس هایی در نظام اقتصادی چه هست و چه نیست ، ولی هر از چندگاهی دراین مملکت پرونده های این چنینی راست یا غلط مطرح می شود اما سرانجام و پایانی بر آن نیست ، از آنجایی که اکثریت مردم ایران دروضعیت بد اقتصادی هستند دنبال چنین مسائلی هستند تا بدبختی خود را گردن یکی بیندازند و از آن انتقام بگیرندلذا کاری به درست یاغلط بودن چنین کاری ندارند.بنابراین بهترین سوژه برای سیاستمداران استفاده از موقعیت هایی چنییی هستند تا با استفاده از این روش ها رقیب خود را از میدان خارج کنند چنان که محمود احمدی نژاد از این حربه در دوانتخابات گذشته استفاده کرد.
انتخابات آتی مجلس در راه هست و گروه های مختلف داخل نظام در پی دست یافتن به کرسی ها مجلس هستند، از آنجایی بر اساس شواهد اصلاح طلبان در حال حاضر قصد شرکت در این انتخابات را ندارند نتیجه این که احتمالا در انتخابات آتی دو گروه اصلی یعنی اصولگرایان داخل دولت که به جریان انحرافی معروف شده اند و اصولگرایان سنتی با رهبری و هدایت جامعتین با هم رقابت می کنند . اصولگرایان مخالف دولت تا کنون به انحاء مختلف گروه اصولگرای دولتی را مورد حمله قرار داده و سعی درجذب هواداران دولت را دارند .پرونده اختلاس از بانک صادرات یکی از راههای تخریب و از میدان بدرکردن گروه اصولگرای درون دولت توسط اصولگرایان هست که در این مقطع رومی شود ، قطعا اگر اصلاح طلبان قصد شرکت در انتخابات را داشتند از ترس پیروزی اصلاح طلبان هرگز چنین پرونده ای را رو نمی کردند.
البته باید منتظر افشاء گری های دیگری از دوطرف بود چنانکه امروزاحمدی نژاد تهدید کرد که سکوت نخواهد کرد .
امروز اما نوبت احمدی نزاد و یارانش هست تابا همان حربه که خود علیه رقبا بکار بردند ازمیدان خارج شوند والبته که رقبای او از درون اصولگراها به خوبی از این موقعیت دارند استفاده می کنند و توانسته اند تردیددهای جدی در بین رای دهندگان به احمدی نژاد ایجاد بکنند.
انقلاب لیبی وخشونت
این روزها که مردم لیبی می روند تا بر سرنوشت خود حاکم شوند وحکومتی برخاسته از مردم را جایگزین دیکتاتوری روان پریش همچون قذافی بکنند (والبته که هنوز بقایای به جا مانده از این رژیم در گوشه وکنار مقاومت می کنند )بحثی در بین وبلاگ نویس ها و کاربران شبکه های اجتماعی در گرفته است که این انقلاب منجر به نابودی اقتصاد و زیربنای این کشور شده است وبهتر بود با روش های مسالمت جویانه واز طریق مصالحه واصلاحات زمینه حضور خود در حیات سیاسی ر ا پی می گرفتند و این گونه خرابی وویرانی برای کشورشان بوجود نیاورند واز طرف دیگر به کمک خارجی دل نمی بستند؟
اگر چه این حرف قابل قبول است که انقلاب ها همانند نام خود منجر به دگرگونی های زیادی در ابعاد اقتصادی و سیاسی واجتماعی خواهد شود وطبعا ویرانی های در بخش های مختلف جامعه به خصوص در بخش اقتصادی به وجود می آورند که بعداز پیروزی وقت زیادی می طلبد تا ویرانی ها آباد گردد و خود شاید در دنیای امروزکه سرعت تحولات بسیار سریع است باعث عقب ماندگی شود ،اما این سوال مطرح می شود در رژیم هایی از این نوع آیا امیدی به اصلاح نظام می رود یا نه؟ سوابق سرهنگ قذافی بیانگر همین است که هیچ امیدی به اصلاح حکومتش نبود چنانکه از همان اول همه مخالفین خود را وابسته به کشورهای دیگر نامید که تنها کشن آنها جایز است؟ تا آنجا که معلوم است پیشنهادهای زیادی برای مذاکره ومصالحه برای آینده لیبی و نظام آن از طرف گروهها و کشورهای مختلف مطرح شد که در ابتدا این قذافی بود که همه را رد می کرد. حا ل چنین رژیمی که از کشتار مردم خود هیچ ابایی نداشت آیا اصلاح پذیر بود؟ چگونه مخالفین می توانستند امید داشته باشند به اصلاحات؟ اگر می خواستند با روش های مسالمت آمیز با قذافی برخورد کنند آیا مطمئن بودند که می توانند به اصلاح جکومت بپردازند؟ درواقع خشونت رژیم بود که منجر به روی آوری مخالفین به انقلاب و خشونت شد؟ درهرحال در بعضی از مواقع بکار گیری چنین روش های لازم است مثل همین کشور لیبی. در این گونه مواقع باید گفت تا جایی ویران نشود جای دیگری آباد نخواهد شد که نظام لیبی مصداقی از این گفته است اکنون مردم این کشور می توانند با تفاهم ووحدت لیبی دیگری بر ویرانه های کنونی ورژیم ساقط شده بسازند.
اما کمک خارجی هم لازم بود در کمتر جایی ازدنیای امروز مردم یک کشور بدون کمک های خارجی می توانند نظام های سیاسی دیکتاتور را نابود کنند. هرچند در یک کشور مردم علیه نظام سیاسی خود باشند اما تا کمک کشورهاو گروههای دیگر را نداشته باشند به پیروزی نخواهند رسید. کمک لزوما به معنای کمک نظامی وحمله نظامی به آن کشور نیست کمک ها معنوی وتبلیغی گاهی وقتها موثر تر از کمک های نظامی است . والبته این به معنای این نیست که نظامهای که توسط مردم ایجاد می شوندکاملا تحت سیطره وتسلط کشورها کمک کننده هستند .بنابراین از این جهت خرده گرفتن به مردم لیبی نمی تواند پذیرفته شود اگر کمک های اروپایی ها وناتونبود کدام یک از مخالفان می توانستند دربرابر حمله های نظامی قذافی به مردم خود زنده بمانند تا حکومت را بدست بگیرند. بنابراین باید دید آنیده لیبی به کدام سوخواهد رفت ؟باید نگران وحدت این کشور و گروههای تمامیت خواه بودنه آنچه گذشته است؟
آیا80 درصد دختران دبیرستانی دوست پسر دارند؟
اخیرا شخصی به نام آقای گلزاری استاد دانشگاه علامه طباطبایی آماری ارئه داده اند از وضعیت دختران دانش آموزایرانی و اعلام کرده اند که 80 درصد دختران دبیرستانی ایران دوست پسر دارند والبته به دنبال آن به نتیجه گیری پرداخته اند . در این مورد باید چند نکته قابل ذکر است .
یکم دریانکه بعضی دختران دوست پسر دارند یا پسران دوست دختر دارند کسی را شکی نیست .اما اینکه 80 درصد دختران دچار این وضعیت هستند به نظر آماری مبالغه آمیز است که ظاهرا برای تحریک خانواده جهت فراهم کردن زودتر ازوداج فرزندان دخترشان گفته شده باشد .
دوم 80 درصد رقم بالایی می شود یعنی تقریبا همه دختران ایران و آن 20 درصد باقی مانده هم ظاهرا فرزندان دختر مسئولین و روحانیون هستند که احتمالا از این پدیده بدور هستند چرا که این قشر مسئول و روحانی تقریبا همین مقدار جمعیت می شودوالبته مبری از خطا وبچه هاشون درست تربیت می شوند. با این حساب همه دختران ایران دوست پسر دارند البته به غیر از دختران خود ایشان ( اگر داشته باشند ) . پس پدیده ای که عام است یعنی اینکه جامعه آن را پذیرفته ولی این آقا خبر ندارد . البته گفته اند که پدر ومادرها اطلاع ندارند که بعید است با این حجم آمار چیزی پنهان باقی بماند. این آمار مرا یاد خاطره ای انداخت چند سال پیش یک همکار که مثل همین اقا خیلی مدعی بود ادعا کرد بیش از هفتاد درصد از زنان ایران جنده هستند همکار رندی در جمع گفت با این حساب در جمع ما زنانشان 70 در صد جنده هستند و البته شما هم نمی توانید از این قاعده مستثنی باشید . گویا معنی 80 را نمی دانیم که چنین سخن می رانیم .
سوم در مقاله ای بعدا در جواب وزیر آموزش و پرورش از آما ر و ارقام پژوهشکده ها گفتندراستش تقریبا هرسال تحصیلی محققی برگ ها و فرم هایی را برای تحقیق به همکاران فرهنگی می فرستند تا اطلاعات خواسته شده را پر کنند و محقق بتواند نتیجه بگیرد . همکاران هم به جز یکی یا دونفر خودکاری برداشته بدون خواندن سوال در عرض سه یا چهار دقیقه 50 سوال یا 100 سوال را پاسخ می دهد یا گاهی هم می دهدبه همکار دیگرش پر کند . خود حدیث مفصل بخوان از نتیجه این تحقیق . جالب این که پاسخ دهندگان بالغ ، عاقل و آگاه به تحقیق هستند . حال اگر برای دختر بچه های دبیرستانی یا راهنمایی سوالاتی از این قبیل داده شود بیشتر آنها برای خودنمایی سوالات را غیر منطقی پاسخ می دهند . خلاصه بگویم من نه به این تحقیقات اعتماد دارم نه به محققین و نه به نتیجه آنها.من به آنچه در اطرافم می گذرد و می بینم و دختران ایران زمین بیش از این محققین اعتبار قائلم .
چهارم یکی از موسسات آموزش و پرورش که کارهای تحقیقی و پژوهشی انجام می دهد پژوهشکده آموزش و پرورش هست . آنچه این پژوهشکده آنجام داده کمتر مورد قبول معلمان آموزش و پرورش بوده وعملا بسیاری از کارهای پژوهشی بی خود و بی جهت است . کسی از نتیجه پژوهش های آن اطلاعی ندارد . خوب با این حساب مراکزی که این آقا نام برده اند همه از این دست هستند.
پنجم درایران محقق وارسته و خالی از حب وبغض کمتر دیده می شود.
ششم به راستی اگر این رقم درست باشد با توجه به ادعای آقای گلزاری که دانش آموزان آموزش های لازم ارتباط با جنس مخالف را ندیده اند باید سالانه تعداد زیادی بچه ی نامشروع متولد شود آنهم دربین دختران زیر 18 سال . درحالی که چنین آماری ارائه نشده است . حتی باید در هرمحل همسایه ها وفامیل بفهمند که فلان دختر حامله است . نمی شود که همه چیز را پنهان کرد آنهم اگر رقم 80 درصد را بپذیریم . پس نتیجه می گیریم که یا دختران آموزش خوب دیده اند لذا نمی گذارند کار به جای باریک بکشد یا آمار آقای دکتر غلط است که درهردوصورت نقص غرض آقای دکتر است . نکته دیگر در همین مورد حرمت پرده بکارت دختر است که در شب عروسی برای جامعه ایرانی سالم بودن آن شرط بقای ازدواج است . شاید ادعا شود با چند صدهزارتومان می شود آن ار درمان کرد ،اما نکته این است مگر همه می توانند آن را پنهان کنند آنهم درخانواده های سنتی ایران والبته باید مراجعه دختران جوان به مراکزی که درمانگر این درد(که چنین مراکزی درظاهروجودندارد وعمدتا مخفی هستند) هستند زیاد باشد . اگر چنین آماری صحت داشته باشد در این صورت بسیاری از ازدواج ها همان شب اول به طلاق منجر می شد چه بسا طلب هزینه های زیادی از طرف داماد.
با این حساب بنده نه به این آمار نه به محققانی از این دست اعتماد دارم .اعتماد من جامعه مورد ادعای ایشان است .
ماجرای خرید عکس هوایی از نقشه برداری
امرروزبرای تهیه یک قطعه عکس هوایی از منطقه ی مورد مطالعه ام مربوط به سال 1345 به سازمان نقشه برداری رفتم . بعد از ورود وصحبت با کارمند مربوط به فروش عکس هوایی به من گفته شد باید نامه از ادراه خود داشته باشی وچون ندارم بنابراین به من عکس داده نمی شود .تعجب کردم ، آخه عکسی که مربوط به سال 45 13هست به چه کار می آید تا جنبه امنیتی داشته باشه . آنهم در زمانه ای که هرکاربر کامپیوتر به تصاویر ماهواره ای به روز دنیا درگوگل ارث سروکار دارد وبه راحتی می تواند عکس یا تصویر موردنظر خودرا درهرمقیاسی تهیه وچاپ کندوبه اطلاعات هرمنطقه ای امنیتی ومخفی دست بیابد . کشورهایی هم که با ایران خصومت دارند خود سازنده ودارنده تکنولوژی ماهواره ای پیشرفته ناظمی وجاسوسی هستند ونیازی به عکس های 50 سال پیش ندارند .جالب اینکه درسایت این سازمان اشاره ای به داشتن نامه اداری جهت دریافت عکس وتصویر نشده است . خلاصه نتوانستم عکس تهیه کنیم یعنی به من ندادند لابد دمغ برگشتیم
بازهم شعار
اخیرا آقای احمدی نژاد صحبت از طرحی جدید درزمینه مسکن نموده اند که جالب ودرعین حال بیشتر به شعار می ماند تا عمل . ایشان گفته اند که برای هر خانوار ایرانی 1000 متر زمین واگذار بشود تا مردم در این هزار متر خانه های با وسعت 100 متر بسازند وبقیه اش هم را باغ کنند. امروز هم اعلام کرده اند که ساخت هر خانه در این طرح 60 میلیون تومان هزینه دارد . اولین ایراد این است که زمین های اطراف شهرها تا کیلومترها صاحب دارد و یادر شهرها کوچک مزروعی اند پس می ماند بیابانها ، حال مسائل زیست محیطی وغیره هم را باید به آن افزود که تخریب شدید محیط زیست را به همراه دارد . دومین ایراد آب است که ایران با کمی آب مواجهه است حال آب این شهرها چگون تامین می شود بماند برای زمان اجرا سوم هزینه های ساخت راه ، برق رسانی وآب رسانی است که سرسام آور می شود چیزی که همین الان با آن مواجه ایم وبسیاری از شهرها با کمی آب روبروهستند اینکه گفته اند همین مقدارآب فعلی جوابگو است وقرار نیست جمعیت زیاد شود دچار اشکال است چرا که جمعیت فعلی متمرکز است و همین سیستم آبرسانی فعلی تقریبا جوابگو است . درحال حاضر بسیاری از شهرک های جدید وقدیم اطراف تهران هنوز به سیستم آبرسانی تهران متصل نشده اند و با کمبود آب سالم و بهداشتی مواجه اند . خود این بیانگر این است که این طرح نه اجرایی هست و نه اجرا خواهد شد.ضمن اینکه ایشان در ماههای قبل صحبت از افزایش جمعیت می کرد که این طرح وسحن ایشان در باره عدم افزایش جمعیت باهم همخوانی ندارد. چهارمین نکته هزینه های ساخت مسکن را 60 میلیون تومان ذکر کرده اند.بسیاری از خانواد هایی که مسکن ندارند عمدتا دراقشار متوسط وفقیر جامعه هستند که توانیی تامین چنین پولی را ندارند . به واقع اگر این مبلغ پول را داشتند که بی خانه نبودند .هنوز با این پول در بسیاری از شهرهای کوچک می توان صاحب خانه ای کوچک شد . مگر اینکه دولت برای آن اعتبار درنظر بگیرد ، که در این صورت همین اعتبار را به خانواده بی خانه بدهید شابدبتوانند صاحبخانه شوند درنتیجه نه به محیط زیست ضربه ای واردخواهدشدو نه هزینه های گزاف آبرسانی وجاده سازی و اتومبیل سازی و آلودگی محیط زیست برجامعه تحمیل خواهدشد.به هرحال شایداین هم یک بحث انحرافی دیگر باشد برای سرپوش گذاشتن بر ناتوانی ها دولت ومشکلات آن وبعدکه چنین طرحی اجرا نشد گفته خواهدشددولت می خواست کار کند ولی دیگران مانع شدند .
چه کسی باور می کند؟
هرچند سعی می کنم چیزی ننویسم ونگویم اما نمی شود . درهفته گذشته آقای احمدی نژاد طی نامه ای به وزارت علوم خواسته است تا تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها و بازنشسته کردن اساتید در این وزارت را متوقف کند . در این نامه از عبارت شنیده شده است برای این دوموضوع استفاده کرده است مبنی براین که شنیده شده طرح تفکیک حنسیتی و بازنشسته کردن اساتید دراین وزارت اجرا می شود ، به عبارتی ایشان از اصل موضوع هیچ اطلاعی ندشتند ووزارت علوم بدون اطلاع ایشان این کارها را اجرا می کند .این درحالی است که این دومسئله از سال های قبل زمانی که تصمیم به اجرای آن گرفته شد به شدت رسانه ای شده اند بنابراین هرکسی که کمترین فعالیت سیاسی ، علمی داشته از این موضوع با خبر بوده و در حد خود واکنش به خرج داده است سوال این است چگونه کسی که در راس قوه اجرایی این مملکت قراردارد از این دوموضوع حساس خبری ندارد؟ بر فرض اینکه ایشان اینقدر مشغول کار هستند که فرصت مطالعه روزنامه ها را ندارند حتما دفتری دارد که وی را درجریان اخبار واطلاعات می گذارد ؟ مگر می شود از اخبار روزبی خبر باشند دراین صورت پس هرچه تا حالا گفته و موضع گیری کرده اند در هرمسئله ای بدون اطلاع بوده است .این همه مشاور ی که دارند چکار می کنند چگونه از عهده رساندن اخبار به رئیس خود بر نمی آیند؟مگر این تصمیات در شورای عالی انقلاب فرهنگی که وی ریاست آن را برعهده دارد اخذ نشده است؟
گرچه نفس کار ایشان درتوقف این دوطرح ارزشمند است اما باید در این دستور بدنبال اهداف دیگری گشت که در حال حاضر پنهان مانده است . گویا انتخابات نزدیک است و یاران آقای احمدی نژاد بدنبال رای هستند تا رقیب درونی خود را از صحنه بدر کنند شاید بشود از این منظر به این دستور نگاه کرد یاشاید هم تضعیف روحانیونی که از دستورتفیکیک جنسیتی واجرای آن در دانشگاهها استقبال کرده اند .یاران احمدی نژاد وخودوی به خوبی به این نکته پی برده اندکه هرجای میدان رقابت پای یک روحانی درکار باشد عده ای به صرف داشتن لباس روحانی موضع اشا ن برخلاف آن هست ،پس بهتر است خودرا از این مهلکه کنار کشند وعوارض ناشی از اجرای این طرح ها را بر دوش دیگران اندازند واز این راه برای خود کلاهی بدوزند چه کسی بهتراز این قشر می تواندبه تیم احمدی نژاد کمک کند .
این سوال هنوز در ذهن است که چه کسی می تواندتغییر در احمدی نژادرا باورکند؟
گفتـــــــــگو بــــــا خـــــــداINTERVIEW WITH GOD
I dreamed I had an interview with god
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم
God asked
خدا گفت
So you would like to interview me
پس می خواهی با من گفتگو کنی؟
I said ,If you have the time
گفتم اگر وقت داشته باشید
God smiled
خدا لبخند زد !
My time is eternity
وقت من ابدی است
What questions do you have in mind for me
چه سوالاتی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی ؟
What surprises you most about human kind
چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟
God answered
خدا پاسخ داد :
That they get bored with child hood
این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند
They rush to grow up and then
عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد
long to be children again
حسرت دوران کودکی را می خورند
That they lose their health to make money
اینکه سلامتشان را صرف به دست آوردن پول می کنند
and then
و بعد
lose their money to restore their health
پولشان را خرج حفظ سلامتی می کنند
That by thinking anxiously about the future
اینکه با نگرانی نسبت به آینده
They forget the present
زمان حال را فراموش می کنند
such that they live in nether the present
آنچنان که دیگر نه در حال زندگی می کنند
And not the future
نه در آینده
That they live as if they will never die
این که چنان زندگی می کنند که گویی ، نخواهند مرد
and die as if they had never lived
و آنچنان می میرند که گویی هرگز نبوده اند
Gods hand took mine and
خداوند دستهای مرا در دست گرفت
we were silent for a while
و مدتی هر دو ساکت ماندیم
And then I asked
بعد پرسیدم
As the creator of people
به عنوان خالق انسانها
What are some of life lessons you want them to learn
می خواهید آنها چه درسهایی از زندگی را یاد بگیرند ؟
God replied with a smile
خداوند با لبخند پاسخ داد :
To learn they can not make any one love them
یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد
but they can do is let themselves be loved
اما می توان محبوب دیگران شد
To learn that it is not good to compare themselves to others
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند
To learn that a rich person is not one who has the most
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد
but is one who needs the least
بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد
To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love
یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوستشان داریم ایجاد کنیم
and it takes many years to heal them
ولی سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد
To learn to forgive by practicing for giveness
با بخشیدن بخشش یاد بگیرند
T o learn that there are persons who love them dearly
یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند
But simly do not know how to express or show their feelings
اما بلد نیستند احساسشان را ابراز کنند یا نشان دهند
To learn that two people can look at the same thing
یاد بگیرند که می شود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند
and see it differently
اما آن را متفاوت ببینند
To learn that it is not always enough that they be forgiven by others
یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند
The must forgive themselves
بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند
And to learn that I am here
و یاد بگیرند که من اینجا هستم
ALWAYS
همیشه
منبع این سایت
بهترین عکس های زمین شناسی
برای دیدن بهترین عکس های منتخب و جالب زمین شناسی به آدرس زیر سری بزنید
عکس هایی از طبیعت دهج
دو عکس زیبا از طبیعت دهج ارسال توسط دوست مهربان آقای برهان احمدی خوب
کوه کسوئیه و سرخ کسوئیه
قوچ کوهی از حیوانات حیات وحش دهج
تشکر از آقای برهان احمدی خوب بابت ارسال عکس ها


GMail/kian